آزارم می دهی ... به عمد ...
اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ...
نه گله ای
نه شکوه ای
حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است.
دیگر چیزی برای دلبستن نمانده است .
انتظار بی مفهوم است .
نه کینه ای . نه بغضی . نه فریادی .
فقط صدای چلک چلک باران
این منم که روی وسعت دل زمین می گریم ...
باورم نمی شود.
دیگر حتی خوابت را هم نمی بینم
. ......
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 18:0  توسط SAMIRA
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:58  توسط SAMIRA
|
سلام دوستای گلم امیدوارم که حال همتون خوب باشه و تا همیشه عاشق باشید و به عشقتون پایبند باشید .
من تو این پستم می خواستم از همه ی دوستام که نسبت به من لطف دارن و من رو فراموش نمیکنن و به وبلاگم سر میزنن یه تشکر خیلی زیاد کنم .
بعدش می خواستم بگم که قربونتون برم دوستای گلم من اگر آپ می کنم بخوام به همه خبر بدم که ۱۰۰۰ ساعت طول میکشه .
می خواستم بگم که اولا دست همتون درد نکنه بعدش می خواستم بگم که اگه نوشته هام واسه کسی مهم باشه و بخواد اونارو دنبال کنه می تونه هرزگاهی حالا هر وقت اومد نت یه سریم به من بزنه . بازم ممنون از همتون .
با تشکر
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 2:8  توسط SAMIRA
|
گفته بودی دوستم داری
میگفتی جز من کسی رو نداری
میگفتی تو همه صفحه های آینده تو فقط یک مرد میبینی اونم منم
اما یه روز...
اومدی گفتی میخوای پیشرفت کنی ، میخوای تنهای تنها باشی...
با یک دل شکسته گفتم اینم قبول اما ...به هفته نرسید
با یه ستاره جدید دیدمت انگار همه برگه های آینده را یک شب عوض کرده بودی...
عشق قدیمی و ماندگارم ،بستر جدیدت آسوده باد...
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2:38  توسط SAMIRA
|
ای غرورلعنتی دشمنی بی تاب بودی
توی دریای نیاز قایقی غرقاب بودی
توی فصل بارونی که همه جا بارونیه
روی این تشنه لبم تورودی بی اب بودی
شبایی که منتظر بودم بیان ستارها
تومثل ابر سیاه دشمن مهتاب بودی
وقتی که تورخت خواب بودم همش به انتظار
توی چشم خسته ام دشمن هر خواب بودی
دل پردرد منا می دیدی توی پیچ وتاب
هی می پیچوندیش اخه عاشق اون تاب بودی
خلاصه بهت بگم تو اخرش بد کردی
تو واسه خود منم یه دوست ناباب بودی
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2:36  توسط SAMIRA
|
A – Accept : پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستندبپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها رادرک کنید
. B - Break away : خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهاییکه مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید
. C - Creat : خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید
. D – Decide : تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرفشما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد
. E - Explore : کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برایارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان کهکار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید
. F - Forgive : ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند والهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشتهباشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند
. G - Grow : رشد کنید: عادات واحساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدنبه اهدافتان شوند
. H – Hope : امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشتهباشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر درکارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید
. I - Ignore : نادیدهبگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیتهای گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیتهای آینده هستند
. J – Journey : سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و بافکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدیرا بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید
. K – Know : بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد درنهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمایطاقت فرسای زمستان می آید.
L – Love : دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان راپر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجودندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی دروجودتان قرار دارد
. M – Manage : مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث میشود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید
. N - Notice : توجه کنید: هرگزافراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکیرا که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید
. O -Open : بازکنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجوددارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برایسپاسگزاری وجود دارد
. P –Play : بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که درزندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذتهای مشروع ، مفهومی ندارد
. Q – Question : سوال کنید: چیزهایی را که نمیدانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید
. R – Relax : آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شماحاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
S – Share : سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتانرا با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد
. T – Try : تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسندتلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید
. U – Use : استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترینهدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیحاز استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبالدارد
. V – Value : احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایتو تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برایآنها انجام دهید
. X – X-Ray : اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلبهای انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنهاخواهید دید
. Y – Yield : اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری واردزندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها خوشبختی را خواهیدیافت
. Z – Zoom : تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کردهاست ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما بهاهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:47  توسط SAMIRA
|
عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم
عشق اول، مهربونم، چتر موهات سایهبونم
عشق اول، نازنینم، دستتو بذار تو دستهام
عشق اول، بهترینم، بوی تو داره نفسهام
عشق اول، عشق آخر
،
اگه امشب درکنارم تو رو دارم تو رو دارم
پس چرا چشم انتظارم
عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاری، بشه قلبم پاره پاره
نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم
نکنه هرگز ندونی که تورو من میپرستم
نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم
نکنه هرگز ندونی که تورو من میپرستم
نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو
نکنه هرگز نخونم شعر غمگین چشاتو
اگه من حتی ندونم اسمتو ای مهربونم
اگه تو حتی ندونی از منم نام و نشونی
عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم
عشق اول، مهربونم، چتر موهات سایهبونم
عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاری، بشه قلبم پاره پاره
عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاری، بشه قلبم پاره پاره
نکنه تنهام بذاری ...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 23:45  توسط SAMIRA
|
اینم آهنگیه که من خودم خیلی دوست دارم .
هی حالا دیدی میتونم تو بری و تنها بمونم
تو دیگه برام بی ارزشی میخوام همه اینو بدونن
همه لحظه ها مال تو فردا مال تو دنیا مال تو
برو برو برو از چشام دیگه افتادی دختر
کاش روز اولی که دیدم تو رو
نمیخندیدم و بهت میگفتم بی من برو
آخه اخلاقات با من سازگار نیست
تو رو با غریبه دیدم نگو آشنات نیست
تو روزای غمت دادی بهم هر دفعه تکیه
هی بی مناسبت خریدی هر دفعه هدیه
تو گفتی مجنونی و لیلی من
آره دوستم داشتی ولی خیلی کم
هی حالا دیدی میتونم تو بری و تنها بمونم
تو دیگه برام بی ارزشی میخوام همه اینو بدونن
همه لحظه ها مال تو فردا مال تو دنیا مال تو
برو برو برو از چشام دیگه افتادی دختر
نگو عاشق نبودم نگو از تو نمیخونم
یه شب کنارم نبودی همه نامه هاتو میسوزونم
این همه غصه واسه چی واسه عشق کی میمردم
بگو بگو بگو کدومش دروغه
تورو فراموشت کردم گه گداری یادم میاد
میخوام پیشم باشی گه گداری بازم
من خدایی باهاتم تو رو بخشیدم
ولی به من بگو یهو کی بود تو رو منفی کرد
دیوونت من بودم
میدونم من بودم تو رو آدمت کردم
برو آدم بدبخت
فکر نکن تو نیستی میشکنه بغض گلوم
نه خانومم آرمین هنوز تخسه بدون
هی حالا دیدی میتونم تو بری و تنها بمونم
تو دیگه برام بی ارزشی میخوام همه اینو بدونن
همه لحظه ها مال تو فردا مال تو دنیا مال تو
برو برو برو از چشام دیگه افتادی دختر
دلت که میگرفت یواش سر روی شونه هام میذاشتی
وقتی تنها میشدی هر جوری بود منو میخواستی
اما حالا دارم میگم تو رو نمی خواستم ونمی خوام
برو برو برو از چشام دیگه افتادی دختر
تو که می خواستی بری چرا اومدی پیشم
تو که میدونستی تو نبودت دیوونه میشم
د دیوونه بی من تو زنده نیستی
نگو هنوز پاکی- منفی و... نیستی
نه خانومی بر عکس تو بد خراب شدی
این واسم لذتش بیشتره از شراب خوری
شنیدم گفتی دوستم داری خیلی زیاد
تو هنوزم دورویی این بهت خیلی میاد
هی حالا دیدی میتونم تو بری و تنها بمونم
تو دیگه برام بی ارزشی میخوام همه اینو بدونن
همه لحظه ها مال تو فردا مال تو دنیا مال تو
برو برو برو از چشام دیگه افتادی دختر
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 23:41  توسط SAMIRA
|
ممکن است كسي را كه با او خنديده اي فراموش كني ولي كسي را
كه با او گريسته اي هرگز از ياد نخواهي برد .
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:40  توسط SAMIRA
|
نمي نويسم ...
چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم ....
چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...
چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ...
زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...
چون تو در هر صورت مي گويي...
من ديوانه ام
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:38  توسط SAMIRA
|
در روزگاری که بر روی عاشق قیمت می گذارند
چرا عاشق شوم؟
در روزگاری که خیلی راحت پا روی قلب می گذارند
چرا عاشق شوم؟
در روزگاری که دل شکستن عادت بی هنران است
چرا عاشق شوم؟
در روزگاری که فرهادهای دروغین با تیشه به کوه نمی زنند
بلکه با تیشه به ریشه می زنند
چرا عاشق شوم؟
در روزگاری که شیرین ها لحظه به لحظه در روی یک پیمانند
چرا عاشق شوم؟
در روزگاری که عاطفه کالای بازاری شده
چرا عاشق شوم؟
چون باور ندارم دلم را بازیچه هر کس کنم
به راستی
چرا عاشق شوم؟
عاشق که شوم؟
تو بگوووو........
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:36  توسط SAMIRA
|
Ro Dar O Divare In Shahr
Hamash Az To Yadegare
Toye In Kocheye Tarik
Mano Tanha Nemizare
Yade Harfaye GHashanget
Ke To GHalbam Lone Mikard
Yade Deltangiye CHeshmat
Ke Mano Bahone Mikard
Mizane Atish Be Jonam
Pas Kojaee Mehrabonam
Akhe Man Taranehamo
Vaseye Ki Pas Bekhonam
Dele Man Havato Karde
Akh Kojaee Nazaninam
Kashki Bodiyo Mididi
Bi To Man Tanha Tarinam
Toye In Bazi Ke Sakhti
Man Hame Hastimo Bakhtam
Zire Pat Gozashti Akhar
Eshghi Ke Man Az To Sakhtam
Age To Dosam Nadashti
Az Delam KHabar Nadashti
Delet Az Sang SHode Engar
Ke Mano Tanha Gozashti
Mizane Atish Be Jonam
Pas Kojaee Mehrabonam
Akhe Man Taranehamo
Vaseye Ki Pas Bekhonam
Dele Man Havato Karde
Akh Kojaee Nazaninam
Kashki Bodiyo Mididi
Bi To Man Tanha Tarinam
Mishinam Montazer Inja
Ta To Bargardi Dobare
Ta Beshini Paye Harfam
Berim Ta Mah O Setare
Midonam Miyay Ye Rozi
Ye Rozi Ke KHeyli Dire
Ye Rozi Dele SHekastam
Sare In Koche Mimire
Mizane Atish Be Jonam
Pas Kojaee Mehrabonam
Akhe Man Taranehamo
Vaseye Ki Pas Bekhonam
Dele Man Havato Karde
Akh Kojaee Nazaninam
Kashki Bodiyo Mididi
Bi To Man Tanha Tarinam
+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 3:27  توسط SAMIRA
|
یعنی باید باور کنم دیگه نیستی
یعنی باید باور کنم
چه جوری می تونم اون همه خاطراتتو یه شبه پرپرکنم
یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو میمیرم
میدونم محاله بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر کنم
مگه منو دو سم نداری که اینجوری میذاری میری بی خیال ما میشی
مگه فکر کردی من بازیچه ام که یه روز می گی دو سم داری و فرداش می ری
آخه چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم
بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو
نگو لایق تو نبودم
****************************************************
از طرف من
تنها باش..
سعی کن همیشه تنها باشی
چون تنها به دنیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت
بگذار عظمت عشق را درک نکنی
چون آن قدر عظیم است که تو و هستی تو را در بر می گیرد
سعی کن گر می عشق را حس نکنی تا معنای خاکسترشدن عشق را حس نکنی
بگذار خانه قلبت خالی از وجود هر بیگا نه ای باشد که اگر بیگانه ای در آن منز ل کرد
به ویرانه آن رحم نمی کند اما اگر عاشق شدی بخند
گریه کن
قدم بردار
زندگی کن
اما تنها ی تنها برای یک نفر
برای عشقت برای زندگیت
برای...!!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 18:56  توسط SAMIRA
|
اون که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم می مونه ترانه عشق واسم می خونه
خیال می کردم یه هم زبونه
نمی دونستم نا مهربونه
با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم می سوزم ...
فکر و خیالش همش باهامه
هر جا که می رم جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم
رو درد دوریش مرحم بذارم
امانمی شه راهی ندارم
نمی تونم من طاقت بیارم ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 18:53  توسط SAMIRA
|
اونی که می خواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت
رو کندهء سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوش
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هوا گم شدو اونو گریوند
باد اومد و تو جنگلا قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط SAMIRA
|
سعي كن هميشه تنها باشي
چون تنهابه دنيا آمدي و تنها از دنياخواهي رفت
هرگز به عظمت عشق نگاه نكن
چون آنقدر عظيم و بزرگ است كه هر وقت در تو آمدزندگي ترا از بين خواهد برد
و اگر هم در زندگي عاشق شدي
سعي كن يكي را دوست داشته باشي با او صحبت كني با او بخندي و در غم او گريه كني
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:8  توسط SAMIRA
|
همیشه از آخرش می ترسیدم
همیشه تو فکرم هم نمی گنجید که به آخر راه فکر کنم
هیچ وقت به آخرش نگاه نمی کردم
هیچ وقت نمی گذاشتی طمع غم را بچشم
همیشه می گفتم تا گرمای نفس هات را دارم غم ندارم
همیشه تو لحظه ها می دوییدم و لذت می بردم
هیچ وقت نفهمیدم که چه طوری میشه یادت بره اون روز ها که یک قدم مانده تا بهت برسم
هیچ وقت نمی خواستم جایی باشم که با بوی تو زندگی کنم
همیشه سیاهی را فقط در حد یک رنگ می دیدم
همیشه تولد ثانیه ها را می دیدم مرگشان را درک نمی کردم
هیچ وقت نمی توانستم تو چشمات نگاه کنم
و همیشه و همیشه در حسرت نگاهت می مانم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:16  توسط SAMIRA
|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27  توسط SAMIRA
|
|
سلام تنها بهونه واسه زندگی
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
وعشــــــــــــــــــــــــــــــــــق يعنی تو

|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 18:1  توسط SAMIRA
|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:46  توسط SAMIRA
|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:45  توسط SAMIRA
|

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.
براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.
براي عشق خودت باش ولي خوب باش
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:44  توسط SAMIRA
|
زندگی زیباست*** اما بدون غم
مرگ زیباست*** اما بدون گناه
دوستی زیباست*** اما بدون کلک
عشق زیباست*** اما بدون دروغ
دنیا زیباست***اما بدون درگیری
گل زیباست***اما بدون ریشه 
سکوت زیباست***اما بدون یار
شیشه زیباست***اما بدون تیرگی
برف زیباست***اما بدون رهگزر
خانواده زیباست***اما بدون دوری
ما هم زیباییم ***اما بدون ماسک
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:43  توسط SAMIRA
|












ديگه تمومه عشق من وتو
دوست ندارم نمي خوام تورو
ديگه تمومه خسته شدم من نمي خوام... برو
عاشقت بودم تنهام گذاشتي نفرينم نكن تواينو خواستي
فرقي نداره عشق تو واسم تو ديگه مردي
دور شدي ازم، بهتره با هم نباشيم
بي وفايي تموم شه من مي خوام مثل تو باشم
دلم نامهربون شه بروووو
ديگه دست از سر من بردار
توروخدا برو شدم از هر چي عشق بي زار
برو ديگه دست از سر من بردار












+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:41  توسط SAMIRA
|
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت
این منم چون گل یاس نشستم سر راهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم
اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده
تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم
میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم
تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند
تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:15  توسط SAMIRA
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:11  توسط SAMIRA
|
دلم بی تو صبور کوچه ها نیست
و یـا آن عـابـر بی ادعــا نـیست
دلم بی تو پرازخوناب درد است
دلـم را جـز نگــاه تـو دوا نیست
دلـم بی تـوغریـب شهرغمهاست
دلـم جـزبـاغــم تـوآشـنـا نـیست
دل من که غروبی سرد وخسته است
افـقـهـای غـمـش را انـتـهـا نـیـست
دلی که شوره زار حسرت توست
به خاکش ذره ای هم رد پا نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:16  توسط SAMIRA
|
که من عاشق شدم شيطان به نامم سجده کرد
ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشي و نه گلي
چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:13  توسط SAMIRA
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:12  توسط SAMIRA
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:12  توسط SAMIRA
|